تبليغاتX
نقد نو

Home
Email

images/20070303/moon.jpg


يک شب سرد زمستاني است. ستاره هاي پرنور صورتهاي فلکي زمستاني در آسمان بالاي سرتان سوسو مي زنند. ماه شب چهارده با نوري نقره اي رنگ مي درخشد... ناگهان ماه نقره فام رنگ خود را از دست مي دهد؛ تيره مي شود و رنگ سرخي آن را مي پوشاند... شما نظاره گر يک «ماه گرفتگي» يا «خسوف» هستيد.
بامداد سيزدهم اسفند امسال ، آسمان با به نمايش گذاشتن خسوفي زيبا به پيشواز نوروز مي رود.

حدود 500 سال پيش ، کشتي کريستف کلمب در چهارمين سفر خود به سرزمين هاي ناشناخته در جامائيکا به گل نشست. قايقها شکسته بودند و ذخيره غذايي گروه به پايان رسيده بود؛ تنها يک راه براي زنده ماندن وجود داشت: کمک گرفتن از افراد بومي. اما بوميان از دادن غذا به آنها خودداري مي کردند. کريستف که براي راهيابي در طول سفرهايش با آسمان بخوبي آشنا شده بود و از زمان رخداد پديده هاي نجومي اطلاع داشت ، از بوميان آن سرزمين دعوت کرد که در شب 29 فوريه 1504 م دور هم جمع شوند. در آن شب کريستف به آنها گفت که خدايان به علت رفتار نامناسب آنها با کريستف و همراهانش از آنها ناراضي اند و بزودي نارضايتي خود را به آنها نشان خواهند داد. ناگهان ، در کمال تعجب بوميان ، ماه که تا آن زمان با نور نقره اي رنگ خود در آسمان مي درخشيد ، رفته رفته تاريک و تاريک تر شد و رنگ نقره اي اش به نوري سرخ رنگ تبديل شد. بي شک پيش از آن بوميان پديده «ماه گرفتگي» را ديده بودند ، اما آن را قدرت نمايي خدايان مي دانستند و در آن زمان نيز بسيار ترسيدند ؛ آنها از کريستف طلب بخشش کردند و از او خواستند به خدايان بگويد که ماه را به شکل نخستينش درآورند ؛ اين گونه کريستف جان خود و همسفرانش را با پديده اي طبيعي ، که اکنون همه ما آن را بخوبي مي شناسيم ، نجات داد.
اگر به تاريخ گرفتهاي ماه و خورشيد در زمانهاي گذشته نگاه کنيم ، بسياري از آنها با رخدادهاي مهم تاريخ بشر همزمان بوده اند. براي مثال ماه گرفتگي 28 آگوست 413 پيش از ميلاد مصادف بود با محاصره شهر سيراکيوس (Syracuse) در ايتاليا و خورشيد گرفتگي 3 آگوست 431 پيش از ميلاد با يکي از جنگهاي جنوب يونان مصادف بود.
در آن زمان مردم عادي اطلاعات دقيق علمي درباره گرفتهاي خورشيد و ماه نداشتند و نمي توانستند اين پديده ها را پيش بيني کنند ؛ به همين علت هنگام رويارويي با چنين پديده هايي ترس وجود آنها را فرا مي گرفت و منجر به انجام کارهاي عجيبي از سوي آنها مي شد. اما از طرف ديگر دانشمندان و متفکران با هر بار رصد چنين پديده هايي به حقايق علمي جديدي دست مي يافتند. يونانيان باستان با مشاهده سايه زمين روي ماه که دايره اي شکل بود ، استدلال کردند که زمين کروي شکل است. اکنون نيز همچنان منجمان سراسر دنيا با مشاهده اين پديده ها محاسبات علمي فراواني انجام مي دهند. اما در کنار آنها ، ديگر مردم عادي با ديدن چنين پديده هايي حيران و متعجب نمي شوند و ترس و وحشت آنها را فرانمي گيرد ؛ بلکه اکنون رصدگران آماتور با پيش بيني دقيق چنين پديده هايي به نظاره آنها مي نشينند و با رصد و عکاسي ، از آنها لذت مي برند.
ماه گرفتگي چه زماني رخ مي دهد؟ زماني که ماه ، زمين و خورشيد در يک خط قرار مي گيرند و زمين در بين آن دو است ، ماه در سايه زمين پنهان مي شود و زمين مانع رسيدن نور خورشيد به ماه مي شود. براي ساکنان فرضي ماه در اين زمان ، خورشيد پشت زمين پنهان مي شود. با اين تعريف ممکن است به نظر برسد هر ماه ، زماني که زمين بين ماه و خورشيد قرار مي گيرد و در واقع ماه ، کامل است ، بايد شاهد ماه گرفتگي باشيم ؛ پس چرا اين گونه نيست و هر ماه ، ماه گرفتگي نداريم؟ مدار ماه به دور زمين منطبق بر مدار زمين دور خورشيد نيست ؛ يعني ماه ممکن است نسبت به راستاي زمين خورشيد زاويه داشته باشد و با آنها در يک صفحه قرار نگيرد. به همين علت هربار که ماه به حالت بدر مي رسد ممکن است از بالا يا پايين سايه زمين عبور کند و درون آن قرار نگيرد و ما شاهد گرفت ماه نباشيم. ماه گرفتگي تنها زمانهايي رخ مي دهد که ماه در صفحه زمين خورشيد قرار داشته باشد و وارد سايه زمين شود.
فرض کنيد روي ماه ايستاده ايد ؛ ماه جوي ندارد که نور خورشيد در آن پخش شود ، به همين علت از آنجا آسمان ، حتي با وجود قرص نوراني خورشيد در آن ، سياه رنگ ديده مي شود و همزمان با ديدن خورشيد در آسمان ، شما مي توانيد از ديدن ستارگان و صورتهاي فلکي لذت ببريد. در همين حال که به آسمان شگفت آور ماه در بالاي سر خود مي نگريد ناگهان قرص خورشيد در پشت سياره مادرتان ، زمين ، پنهان مي شود. از ديد شما ، خورشيد کوچکتر از زمين است ، به همين علت بسادگي پشت زمين پنهان مي شود. در همين حال ناگهان متوجه مي شويد خاک و سنگ زير پاهايتان رنگ سرخ به خود مي گيرند...
درخشش ماه به علت بازتاب نور خورشيد از سطح ماه است. هنگام ماه گرفتگي ، ماه در سايه زمين پنهان مي شود و نوري از خورشيد به سطحش نمي رسد ؛ به همين علت در نگاه اول تصور مي شود که در ماه گرفتگي ، ماه بايد کاملا تيره و از ديدها پنهان شود، اما اين اتفاق نمي افتد ؛ هنگام ماه گرفتگي ، ماه به رنگ سرخ تيره ديده مي شود ؛ زماني هم که روي ماه ايستاده بوديد و خورشيد پشت زمين پنهان شد ، زير پاهايتان قرمز رنگ شده بود... چرا چنين اتفاقي مي افتد؟ نور خورشيد زماني که به جو زمين مي رسد ، در جو پخش مي شود و حتي به بخشهايي از جو که در جهت مخالف نور خورشيد هستند نيز مي رسد. بازتاب اين نور روي ماه ، موجب مي شود هنگام ماه گرفتگي ، ماه به طور کامل تاريک نشود. نور سرخ ، که انرژي کمتري نسبت به نور آبي دارد ، بهتر در جو زمين پخش مي شود، به همين علت رنگ نوري که در هنگام گرفت از زمين به ماه مي رسد و بازمي تابد، سرخ رنگ است.
امسال در صبحگاه 13 اسفند در ايران شاهد ماه گرفتگي کامل با همه مراحل آن هستيم. ساعت 23:46 دوازدهم اسفند ، يعني دقايقي پيش از آغاز روز سيزدهم ، ماه وارد نيم سايه زمين مي شود. در اين زمان ، از شدت نور ماه کمي کاسته مي شود. ساعت 1 بامداد سيزدهم اسفند ، ماه ورودش را به تمام سايه زمين آغاز مي کند ؛ تا ساعت 2:13 تمام قرص ماه وارد سايه شده است و رنگ سرخ آن در اين هنگام بخوبي پيداست. يک ساعت و 15 دقيقه ديگر ، يعني ساعت 3:28، ماه به لبه ديگر سايه مي رسد و تا 4:41 به طور کامل از آن خارج مي شود. در اين مدت فرصت داريد از ماه سرخ گون در کنار ستاره ها و مناظر زيباي زميني عکس بگيريد يا بسادگي از ديدن آن لذت ببريد.
پس از ماه گرفتگي کلي سال 1379 ، اين ماه گرفتگي بهترين خسوف کلي قابل مشاهده از ايران است... پس آن را از دست ندهيد.

لينك مطلب | نوشته شده در 85/12/12 ساعت 19:48 توسط مسیحا | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


 
کلیک تو یک نفس برای زندگی
حرکت بلاگرهاي ايراني براي ياري به بيماران خاص

ديدن صحنه‌ها و نسخه‌هايي اين‌چنين، براي هر انسان سالمي دردناك است. از دوست عزيز صادق اهري هم به خاطر حساسيت خوبش به موضوع متشكريم. اين چيزها را در زندگي‌مان در ايران زياد ديده و مي‌بينيم. آن‌قدر كه «سخت» و بي‌تفاوت مي‌شويم. آن‌قدر كه ديگر برايمان مهم نيست: «به ما چه! ما كه ام اس نداريم» و «خدا رو شكر ما كه سالميم، آخي طفلي‌ها!» كه همه‌ي آنها يا از بي‌تفاوتي يا از فرهنگ دلسوزي بدون ياري ناشي مي‌شود. به هر حال بايد هر كس در حد توان خود كاري كند چون توقع داشتن از دولت (آن هم دولت فعلي!) يعني در انتظار مرگ تدريجي بودن. البته دوست ما صادق اهري خوش‌بينانه فكر مي‌كند دولت هميشه پاسخگوي اين چيزهاست كه چرا داروي حياتي در شهرستان‌ها چندين برابر تهران است. تهران هم مثل همه‌ جاي ايران است منتها دهات بزرگ‌تري است. در حالي كه بسياري داروها مربوط به بيماران خاص و شيمي‌درماني و بيماري‌هاي اعصاب و روان و حتي مجروحين شيميايي در تهران هم بالاتر از قيمت خون به فروش مي‌رسد و زندگي‌هاي بسياري را نابود كرده است. مخارج دياليز را كه مي‌دانيد؟ بسياري هستند كه به خاطر نداشتن خرج عمل چشم‌انتظار مرگند و اين براي ما كه با آنان زير سقف يك آسمان زندگي مي‌كنيم، مايه‌ي تاسف است. بعد حساب كن اين فرد در يك شهرستان دورافتاده و كم‌درآمدي باشد.

اين است كه نبايد در اين مورد از دولت توقع و سوال داشت و وقتي دولت در بخش‌هايي ناتوان است، بايد حركت‌هاي اجتماعي جايگزين آن شوند. هر چند جامعه‌ي ما به خاطر يأس سياسي و فشار اقتصادي آن‌چنان خموده و راكد شده كه جز فريادي گوشخراش يا يك بلاي بزرگ طبيعي كمتر كسي را تكان مي‌دهد. البته نبايد منكر بعضي اقدامات و فعاليت‌ها به خصوص برخي افراد دلسوز و زحمتكش وزارت بهداشت و درمان شد، اما كافي نيست. به هيچ وجه با اين شرايط كافي نيست و كاش مي‌شد به بيماران خاص در سطح وسيع‌تر و بهتري هر چند اندك كمك كرد و بزرگ‌ترين و مهم‌ترين مشكل نيز همين مشكلات مالي است.

برخي خودشان مي‌توانند به طور مستقيم مبالغ خوبي كمك كنند كه بالاخره شماره حساب‌هاي خاصي هست و باقي مسائل. اما براي بسياري شايد مقدور نباشد كمك مالي آن‌چناني بكنند فرض براي يكي زشت به نظر برسد كه مثلاً هزار تومان كمك كند و در نتيجه همان مبلغ كوچك را هم هيچ وقت كمك نخواهد كرد! مطمئناً بسياري از ما مدير و مسؤول و يا پولدار نيستيم كه كمك زيادي بتوانيم بكنيم و توقع هم نمي‌رود. و توقعي هم نيست كه چرا «كَرَم‌داران عالم را درَم نيست، درَم‌داران عالم را كَرَم نيست». اما اينجا پيشنهادي را به شرط كمك همه‌ي دوستان مي‌توان عملي كرد. اين همه وبلاگ پس به چه درد مي‌خورند؟ فقط براي خاطرات شخصي و بازي يلدا؟

پيشنهاد اين است كه مي‌توان از طريق وبلاگ و بدون صرف هزينه به نوعي به اين كار كمك كرد. سايت  I30T كه يك ماه و چند روز ديگر شروع به كار اصلي خود و پرداخت مي‌كند سايتي براي تبليغ آگهي‌هاي متني است كه اينجا نوشته شده بود و كدهايش را بالاي اين صفحه مي‌بينيد و درآمد حاصل از كليك روي آگهي‌ها را به منتشركننده‌ي آگهي پرداخت مي‌كند. اگر اين درآمد را هر فرد به جاي جيب خود به يك حساب خاص براي اين كار بريزد پس از مدتي مبالغ خوبي هم گردآوري خواهد شد. مي‌توان درآمد آن يك سال را براي شروع به «بيماران ام اس» اختصاص داد و اين به همت سايبرنشينانِ ما به تعداد زياد نياز دارد.

حتي پيشنهاد مي‌شود دوستان آي سي تي اگر براشان مقدور باشد غير از همان اسكريپت اصلي، اسكريپت ويژه‌اي را براي اين كار طراحي كنند كه زير آن قيد شده باشد: «تمامي درآمد حاصل از اين آگهي صرف بيماران ام اس خواهد شد» وپيشنهاد اين است كه به جاي اول فروردين از همين الان درآمد آن را در نظر بگيرند و درآمد حاصل از كليك‌ها مستقيماً به شماره حساب ويژه‌اي كه بنياد امور بيماري‌هاي خاص يا انجمن بيماران ام اس يا دوستان بلاگر ويژه پيشنهاد مي‌كنند و تجربه و شناخت بهتري دارند، واريز شود و مطمئن شوند اين مبالغ سريعاً به دست اين گونه بيماران نيازمند در هر جاي ايران مي‌رسد. من هيچ آگاهي از گردش كار اين گونه كمك‌ها و نحوه‌ي حسابرسي و مسائل مالي و نحوه رساندن آن به دست فرد نيازمند ندارم، بقيه‌اش با شما و كساني كه واردند. البته با دوستان آي‌سي‌تي در اين مورد تماس گرفتم و از آن استقبال كردند و گفتند آي ‌سي تي در اين مورد حاضر به همكاري كامل است و كد ويژه‌اي هم به همين مناسبت ساخته مي‌شود.

اين پول‌ها كه از شركت‌هاي آگهي‌دهنده تامين مي‌شود كسي را ثروتمند نمي‌كند و مبلغ حاصل از كليك هم ناچيز است اما اين مبلغ هر چند ناچيز و كوچك هم باشد در صورتي كه تعداد زيادي بلاگر مهربان و صاحبان سايت‌هاي پربيننده و حتي خبري (آقاي گويا و بازتاب پردرآمد! شما هم مي‌توانيد) آن را انجام دهند و روي آگهي‌ها كليك كنند، ظرف چند ماه مبلغ بسيار زيادي خواهد شد كه مي‌توان بخشي از نيازهاي دارويي اوليه بسياري از اين بيماران را تامين كرد و مثلاً براي يك سال باشد و سال‌هاي بعد براي كمك به ديگر بيماران خاص مانند هموفيلي، دياليزي و ديگر مسائل صرف شود و بعد از چند ماه با حضور انجمن‌‌شان و بلاگرها مراسمي بگذاريم ببينيم چقدر جمع شده است و به چه تعداد افراد كمك شده است.

برخي از اين بيماران دارند و به هر حال توقعي هم از ديگران ندارند. برخي هم نه وضعيت مالي مناسبي دارند و نه توقع! اما خودمان را جاي يكي از آنها از آنها بگذاريم كه با اين گراني و فشار چه فشار مضاعفي بر ما وارد خواهد شد كه از نظر جسمي كم‌توان و ناتوان هم باشيم. به نظر شخص من كم‌توانان جسمي يا داراي بيماري خاص، روح انساني و بزرگواري‌شان از بسياري از ما بيشتر است. خودم را مي‌گويم كه دوستان كم‌تواني دارم كه هيچ وقت از نظر سلامت روح و كرامت نفس به پايشان نمي‌رسم و از همه نظر از من آدم سالم پرتوان‌تر هم بوده‌اند. اين هم هشداري قديمي براي همه ماست كه: بيماري ام اس در كشور رو به افزايش است. و البته زنان نيز بيشتر از مردان در معرض خطر قرار دارند.

شخص من مانند بسياري از شما صدها درد و رنج شخصي هم داشته‌ام كه هيچ وقت يك خط از آن در نوشته‌هايم نخوانده‌ايد و نخواهيد خواند. ولي اين مورد خاص كه نداي «آي آدم‌ها»ست از همه‌ي شما دوستان گرامي در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي مختلف و همين دو سه نفري كه اينجا را مي‌خوانند و با هر ديدگاه و منشي كه هستيد و اين خطوط را مي‌خوانيد خواهش مي‌كنم كه اگر برايتان مقدور است و ديزاين صفحه‌تان اجازه مي‌دهد اين كد آگهي‌ها را به كار ببريد تا حداقل كاري كرده باشيم و با كليك روي لينك‌ها كه فقط به اندازه تكان دادن يك انگشت هزينه دارد به نوعي در اين كار كمك كنيم. مطمئناً خطاب اين درخواست به بخش لاقيد  و بي‌خيال وبلاگستان يا كساني كه اهداف ديگري دارند نيست، به مدعيان و منفي‌باف‌ها هم كاري نداريم. اين خطاب به دوستان و وبلاگ‌نويساني است كه ذاتاً خوب و اهل درك مسائل هستند.

شما صدقه نمي‌دهيد، صداقت خودتان را نشان مي‌دهيد. كار  آرماني و فوق‌العاده‌اي نيست اما كمترين كاري است كه مي‌توان كرد. بسيار هم ساده است و هيچ خرج و هزينه‌اي ندارد و شايد اين كم‌هزينه‌ترين و آسان‌ترين كاري است كه مي‌توان انجام داد. از اول 86 فعاليت رسمي آي سي تي شروع شده و تا آن موقع بيش از يك ماه وقت داريد لوگوها را در وبلاگ و سايت خود بگذاريد و با بخش مديريت آن آشنا شويد. بنابر اين آگهي‌هايي كه شما در سال 86 در اين وبلاگ مي‌بينيد صرف اين كار شده و ثوابش هم براي كليك كننده! و حداقل فايده تبليغي‌اش براي همه‌ي ما اين است كه علاوه بر ديگر رسانه‌ها وقتي بقيه‌ي مردم نام «بلاگرهاي ايران» را شنيدند بفهمند با گروهي از انسان‌هاي فهيم سر و كار دارند. برايمان مهم نباشد اين پول صرف چه كسي و كدام بيمار ام اسي خواهد شد و چه كسي اين كار را كرده، حركت و بودن و نيت خودمان مهم باشد و اين مهم باشد كه اين حركت به نام همه‌ي ما «وبلاگ‌نويسان ايراني» و سايت‌هاي ايراني ثبت خواهد شد. زمان مي‌برد اما نتيجه‌ي خيلي خوبي خواهد داشت.

به اميد اين كه سال 86 سال كمك‌هاي انسان‌دوستانه بلاگرهاي ايراني به بيماران ام اس باشد كه لذت واقعي و ارزش زندگي به ياري است.

لينك مطلب | نوشته شده در 85/11/19 ساعت 14:47 توسط نسیم | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


 
See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available. 
لينك مطلب | نوشته شده در 85/11/19 ساعت 14:46 توسط نسیم | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


 

هنگانی که ویندوز ویستا -آخرین سیستم عامل مایکروسافت- در روز 30 ژانویه (10 بهمن) ، عرضه شد ، یک قطعه کوتاه 4 ثانیه‌ای به مراتب بیشتر از ترانه مشهور "تولدت مبارک" شنیده  شد. این قطعه کوتاه تنها در سال 2007 ، روز را برای 200 میلیون کاربر کامپیوتر شروع خواهد کرد:

اما چند نوت برای کار به این بزرگی بسیار کوچک بودند. پس چه آهنگی باید برای آن شناخته می‌شد؟ استیو بال - رهبر ارکستر پروژه و مدیر برنامه گروهی برای ویستا- می‌گوید: "من از همان روز نخست می‌دانستم که این فرایند به مهارت زیادی نیاز دارد."

در پایان ، کار 18 ماه طول کشید و تیمی متشکل از 20 آهنگ‌ساز ، طراح صدا ، تیم مهندسی و گروه سازنده روی آن فعالیت کردند. بال کار را با درخواست از 10 هنرمند ، طراح و موسیقی‌دان آغاز کرد که در میان آنها ، رابرت فریپ از گروه کید کریمسون ، پت ماستلونو (نوازنده) ، تاکر مارتینی (آهنگ‌ساز) و رندی تام که برنده جایزه اسکار در طراحی صدا است ، دیده می‌شدند. (از آنها خواسته شده بود که سه تا شش آهنگ بسازند که تداعی‌کننده صدایی متعالی و یکتا ، انرژی‌بخش و بی‌عیب باشند.) آنها 500 کار را ارائه دادند که برخی از آنها بسیار جالب و برخی هم عجیب بودند.

 
پت ماستتلونو (راست) و رندی تام (چپ)

 
رابرت فریپ (راست) ، استیو بال (چپ)

 
تاکر مارتینی

بینش اصلی که کمک کرد این تیم تمرکز پیدا کند ، هنگامی پدیدار شد که مارتینی به یک قطعه موسیقی گوش می‌داد و آن را تقلید می‌کرد. از لحاظ ریتم ، این یک پیشرفت بود که این پیام را منتشر می‌کرد: "وین- دوز ، ویس - تا". آنها متوجه شدند که یک تم آرام آن چیزی است که کاربران پی‌سی در جهان ، اکنون به آن نیاز دارند. بال می‌گوید: " بیشتر به چیزی مانند یک نور ساده نیاز داشتیم که از یک گوشه می‌تابید ، نه یک نورافکن" پس از آنکه تیم گفته‌شده در لس‌آنجلس مشغول آزمایش شد ، سه فینالیست برگزید. جیم آلچین -یکی از رؤسای گروه ویندوز- این چنین اعلام کرد : یک ریتم از سوی تاکر مارتینی ، با ملودی‌های دوتایی و اوج‌گیرنده در چهار کورد (که چهار رنگ پنجره ویندوز ویستا را تداعی می‌کنند) ، همراه با یک آهنگ کوتاه از رابرت فریپ به رهبری بال. کار آنقدرها سخت نبود.

چهار کورد که بینش شنیداری ویندوز ویستا را نشان می دهد:
 

اعضای تیم آهنگ ویستا ، از بلا و در جهت گردش عقربه‌های ساعت ، استیو بال ، الیسون دو ، جیرد هوک و جنی لام:

اما اگر می‌خواهید مروری کامل بر صداهای ویندوز ویستا داشته باشید و این صداها را با صداهای ویندوز ایکس پی مقایسه کنید ، به این ویدئوی کوتاه از یوتیوب توجه کنید:

لینک این ویدئو در یوتیوب

لينك مطلب | نوشته شده در 85/11/19 ساعت 14:43 توسط نسیم | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


لينك مطلب | نوشته شده در 85/11/12 ساعت 3:10 توسط روباه | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


حتماً در جریان خبرهای مربوط به روز دانشجو و تجمع در دانشگاه تهران بوده‌اید. امروز هم که دانشجویان پلی‌تکنیک امیرکبیر از خجالت رئیس دولت درآمده‌اند.


 




 

 


بد نیست تا نگاهی هم به نحوه انعکاس این خبرها در خبرگزاریهای خودی دولت بندازیم. بعنوان مثال رجا نیوز تعداد اغتشاشگران(!) روز دانشجو را 100 نفر ارزیابی کرده و 300 نفر هم تماشاچی برایش در نظر گرفته؛
یا مثلاً عکسهای خبرگزاری فارس را در جریان اعتراض امروز دانشجویان به احمدی‌نژاد را ببینی

آتش زدن عکس رییس‌جمهور توسط یکی از دانشجویان (توجه کنید فقط یکی)؛ یا چهره آرام رئیس‌جمهور هنگام اعتراض برخی دانشجویان؛ یا این یکی تصویری از گفتگوی احمدی‌نژاد با دانشجویان (توجه داشته باشید که در دولت مهرورز مفاهیم گفتگو و لاس‌زدن درهم آمیخته)؛ این عکس را هم با هدف نشان دادن جمعیت انبوه دانشجویان امیرکبیر (که با اتوبوس از دانشگاه امام حسین آمده بودند!) گذاشته‌اند. با این یکی و این یکی هم در کنار یکدیگر (بعنوان مشتی نمونه خروار) خواسته‌اند نشان بدهند تمام اقشار جامعه پیرو خط ولایت‌اند.

داروین به همه ما صبر دهد.

منبع: وبلاگ کارپه دیم

لينك مطلب | نوشته شده در 85/11/12 ساعت 0:51 توسط مسیحا | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


وبلاگ نقد نو برگزار میکند :

مراسم زیارت عاشورا

زمان:  عاشورا حسینی ساعت ۹ صبح

مکان : وبلاگ نقد نو

لينك مطلب | نوشته شده در 85/11/08 ساعت 16:8 توسط نسیم | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


گزارش آسوشيتد پرس، محمد خاتمي رئيس‌جمهور پيشين ايران و سناتور جان كري ، نامزد دموكرات‌ها در انتخابات رياست جمهوري 2004 آمريكا، در همايش جهاني اقتصادي داووس ديدار و گفتگو كردند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، اين ديدار امروز بعد از نشست "آينده خاورميانه" در نشست داووس صورت گرفت.

كري در نشست آينده خاوميانه در سخناني به انتقاد از سياست‌هاي جرج بوش رئيس جمهور آمريكا پرداخت و گفت اين سياست ها باعث شده آمريكا به يك كشور منفور در جهان تبديل شود.



لينك مطلب | نوشته شده در 85/11/08 ساعت 14:39 توسط نسیم | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/30 ساعت 17:40 توسط مسیحا | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


گر چه پشتیبانی از موسیق اصیل ایرانی ( بخوانید موسیقی بسیار زیبای ایرانی ) ، به ویژه در این وانفسای نشستن خارها بر سر دیوارها و بی نظمی و بی قاعدگی همه ی عرصه ها و علی الخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر ، کاری است که عاشقان این موسیقی و این ملک با تمام وجود انجام می دهند و شایسته و بایسته نیز هست ، اما فراموش نکنیم که نقد صحیح این موسیقی و بررسی آسیب شناسانه ی آن نیز کمک شایانی به رهایی آن از وضعیت انجمادی که به گمان من دچار آن شده است می کند . آنچه بدیهی است اینکه دگماتیسم و تفکر جزمی و متعصبانه ، راه به جایی نخواند برد . در همین زمینه وبلاگ دل آواز زین پس مطالبی را در زمینه ی نقد و بررسی جنبه های گوناگون موسیقی ایرانی منتشر می کند .

در نوشتارهای اولیه به برخی نوآوری ها ، ابداعات و تاثیرات سودمندی که استاد محمدرضا شجریان در زمینه ی موسیقی ایرانی انجام دادند می پردازیم و در نوشتارهای بعدی ( که لزوما پشت سر هم و به ترتیب نخواهند بود ) به آسیب شناسی برخی جنبه های موسیقی ایرانی نگاه می اندازیم .

قسمت اول - شعر

الف ) اهمیت شعر در موسیقی ایرانی

چه بخواهیم و چه نخواهیم ، و چه انکار کنیم و چه تصدیق ، موسیقی ایرانی هیچگاه موسیقی بی کلامی نبوده است . لا اقل تاریخ و گذشته ی این موسیقی ، بی کلام نبوده است و اگر تلاش هایی از سوی برخی اساتید برای ارائه ی موسیقی بی کلام ایرانی انجام می شود اکثر این تلاش ها محدود به دهه های اخیر و به ویژه یک دهه ی اخیر است  .

به بیان دیگر اصولا در تاریخ ایران ، کلام از بسیاری عرصه های دیگر همدوران خودش جلوتر بوده است . وجود شاعران چیره دست و شیرین قلم و میل باطنی این قوم به ادبیات و ایهام و خیالپردازی ، باعث شده است تا برای مدت های طولانی شعر ایرانی از موسیقی و نگارگری ( و دیگر جنبه های هنر ایرانی ) جلوتر باشد . به همین سبب است که موسیقی ایران از دیرباز بر محمل شعر سوار بوده است .

کسانی که با ردیف سازی و آوازی ایرانی آشنا هستند و احیانا خود دستی از دور بر آتش دارند ، بهتر از نگارنده می دانند که در امر آموزش ، اکثر گوشه ها و نغمه ها با ابیات شعرا آموزش داده می شود و هنرجویان ابیات را حفظ می کنند تا گوشه ها را به خاطر سپرده باشند . همچنین بسیاری از گوشه های موسیقی ایرانی ( و به زعم برخی ، تمام این موسیقی ) برگرفته از اوزان عروضی شعر فارسی هستند . شاید معروفترین آن ها کرشمه ی شور باشد که بر وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ساخته شده است و البته که اساتید آشنا می توانند بسیاری گوشه های ریتمیک را نام ببرند که بر روی وزنی خاص از اوزان عروض شعر فارسی بنا شده اند .

همه ی این ها نشان دهنده ی این است که موسیقی دان ایرانی هیچگاه فارغ از دغدغه ی " انتخاب شعر " نبوده است و هم اکنون نیز نیست ( گر چه برخی این کار را سطحی انگاشته اند اما به هر حال مجبور به انتخاب شعر هستند ، ولو سریع و نادقیق ) . به خصوص آنجا که از " آواز " صحبت می کنیم نقش شعر اگر بیشتر از نوازنده و خواننده نباشد ، کمتر از آن ها هم نیست .

یکی دیگر از جنبه های اهمیت شعر ، تاثیری است که شعر بر مخاطب موسیقی می گذارد و این دقیقا همان چیزی است که به نظر نگارنده می توان به عنوان یکی از ضعف های موسیقی امروز ایران از آن نام برد چرا که اساسا موسیقی دان های معاصر ( جز قلیلی ) از شعر معاصر استفاده نمی کنند و لذا قدرت تاثیر بر نسل معاصر را نیز نخواهند داشت .

ب ) شجریان و انتخاب شعر

در این میان با نگاهی به کارنامه ی محمدرضا شجریان به عنوان یکی از اساتید شاخص و تاثیرگذار بر موسیقی ایرانی ، به خوبی دیده می شود که این استاد آگاه و با فراست ، به خوبی این مقوله را مدنظر داشته است و کوشیده تا پا به پای زمان خود گام بردارد و لا اقل در بد بینانه ترین حالت ، خیلی از زمان عقب نباشد . این در حالی است که محمدرضا شجریان علاوه بر اینکه در عرصه ی آواز شناخته شده است ، از طرف علاقه مندان وی و شنوندگان منصف و بی غرض موسیقی ایرانی همواره به عنوان کسی که اشعاری با مضامین درخور توجه و مناسب حال را به شنونده عرضه می کند شناخته می شود . استاد خود بارها گفته است که برای انتخاب شعر یک کنسرت یا یک آلبوم گاهی تا شش ماه در میان دیوان های شعرا به دنبال اشعار مورد نظر خود جستجو می کند . در اینجا چند بعد خاص از ابعاد مهمی که انتخاب شعر می تواند داشته باشد را نام می بریم و عملکرد شجریان را در هر زمینه بیان می کنیم :

استاد محمدرضا شجریان

جنبه های گوناگون اهمیت شعر در موسیقی ایرانی :

1) پیام و مفهوم :

گر چه موسیقی هنری انتزاعی و غیر عینی است ، اما آنگاه که با کلام همراه می شود ، کلام معنای مشخصی را در ذهن شنونده تداعی می کند و لذا شعر ، گاهی تمام مفهوم و پیام یک اثر هنری را با خود حمل می کند . اینکه شما بیتی را بخوانید که سراسر تهی از مفاهیم انسانی است و صرفا مفهومی ساده و دم دستی را بیان می کند ، تا اینکه از غزلی استفاده کنید که زیباترین و دلکش ترین مضامین انسانی ( چون غم ، عشق ، محبت ، حسرت ، و ... ) را در بر دارد ، مسلما بر جنبه های هنری اثر تاثیر گذار است . گر چه همواره بین دوستداران هنر دعوای مشهور " محتوا یا فرم " به اسم های گوناگونی چون " احساس یا تکنیک ، مفهوم یا تصویر ، قالب یا معنا ، و ...  " رواج داشته است و گروهی بر این عقیده بوده اند که اثر هنری لزومی ندارد که حامل پیام خاصی باشد بلکه صرفا باید زیبا و تکنیکی باشد و گروهی دیگر همواره تاکید داشته اند که صرف زیبایی ارزشمند نیست و اثری درخور توجه است که پیام دارد ، لیکن با نگاهی گذرا حتی بر کارنامه ی خوانندگان پاپ ( اعم از وطنی یا لس آنجلسی ) به این نتیجه می رسیم که نامدران این عرصه نیز بخش بسیار زیادی از شهرت خود را مدیون اشعار هستند .

محمدرضا شجریان ، در کتاب رازمانا بیان می کند که در بیشتر زمان ها ، به دنبال این است که پیام و مفهوم خاصی را در یک اثر موسیقایی بیان کند و لذا جستجو برای یافتن شعری که پیام مورد نظر را برساند حتمی است . گر چه او بیان می کند یکبار در آلبوم راست پنجگاه ، هدفش تنها ارائه ی آوازی قوی و محکم در راست پنجگاه بوده است و چندان به فکر شعر نبوده است ( چرا که اساسا راست پنجگاه حیطه ی زور ورزی اساتید است و بس ) ولی باز هم به سراغ اشعار دم دستی نرفته است و ترجیح داده با توجه به فضای دستگاه ، که فضایی متفکرانه است وبرای بیان مفاهیم بلند مناسب است غزلی از حافظ که در بردارنده ی چنین مفاهیمی هست را بخواند : در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد ، عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد.

2) انتخاب دستگاه ، نغمه و گوشه :

گاه حتی بهترین شعر ممکن را ، می توان در دستگاهی نامناسب و با لحنی ناهماهنگ خواند و تمام اثر شعر را خنثی کرد و معنای بلند آن را ، کم بها جلوه داد . اینجاست که گاهی خواننده صدها برابر بر زیبایی شعر شاعر می افزاید و گاهی نیز ، شعری شکوهمند را کاملا ساده و ابتدایی جلوه می دهد .

شجریان در این زمینه بسیار کوشیده است و کارنامه ی وی به تایید دوست و دشمن از این لحاظ ، سرشار از نقاط مثبت است . چهارگاه های به جا روی غزل هایی درست ، ماهور روان روی عاشقانه ای نه چندان سبک و نه چندان اهورایی ، بیات کرد روی غزلی سوزناک ، و اصفهانی سرشار از تمنا و حسرت روی غزلی پرگلایه و خواهش ، زیباترین جلوه های آواز را در مجموعه هایی که شجریان خوانده است خلق کرده اند .

موارد (1) و (2) متاسفانه امروزه کمتر توسط هنرمندان مورد توجه قرار می گیرد . گاه  ابیاتی بسیار کم معنا و گاهی واقعا بی مایه انتخاب می کنند و سپس در آوازی کاملا نامربوط که فضای حسی اش اصلا سنخیتی با درونمایه ی شعر ندارد آن را ارائه می کنند . نتیجه ی طبیعی چنین آوازی جلب حداقل شنونده و آن هم از قشر ناآشناتر با موسیقی ایرانی است .
 
3) توجه به شعر نو اعم از نیمایی و شعر سپید :

این هم از آن مواردی است که آش کشک خاله است ! یعنی شما چه از آن گروه افرادی باشید که جانتان برای حافظ درمی رود و دشنام ها در آستین آماده دارید که نثار فروغ واخوان و مشیری کنید ، و چه از آن گروه افراد باشید که اصلا بلد نیستند یک بیت مولوی را صحیح بخوانند ولی کتاب های ترانه ی معاصر را دوره کرده اند ! باید قبول کنید که معنا ، روش ، سبک و درونمایه شعر فارسی در دوران معاصر تغییر کرده است و امروزه غزل هایی با سر و شکل غزل های متوخر چندان جذابیتی ندارند .

در این زمینه نیز شجریان را باید به حق از پیشرو ترین ها دانست . یکی از شعرای معاصر در مصاحبه ای با مجله ی شعر بیان کرده بود که غیر از شجریان ، موسیقی دان ( خواننده ) دیگری را نمی شناسد که اینطور دقیق به روند تغییرات شعر توجه کرده باشد و این را در آثارش لحاظ نموده باشد . خود شجریان در این زمینه می گوید که وقتی " جام تهی " را بر روی شعر فریدون مشیری ( پر کن پیاله را ... ) خوانده ، با انتقادهای بسیار مواجه شده است که مگر می شود روی این اشعار هم آواز خواند ؟ اما شجریان به خوبی و درستی لزوم این کار را درک کرده بود که نمی شود تا ابد روی غزل و قصیده تکیه کرد چرا که اگر اینطور باشد به زودی بخش اعظم ایرانیان با موسیقی آوازی خداحافظی می کنند . داروگ ، که بر روی شعر درخشان علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) خوانده شد ، اجرای شعر نو را به زیبایی در قالب تصنیف نشان داد .بعدها شجریان بارها و بارها از اشعار نو استفاده کرد و همانطور که گفتم به عنوان یکی از پیشروترین های این عرصه شناسایی می شود . قاصدک ، شعری از اخوان با سنتور مشکاتیان بعدها خوانده شد .

خود شجریان در مصاحبه ای می گوید که سال های زیادی را صرف مطالعه و بررسی اشعار مهدی اخوان ثالث کرده است و به جرات ادعا می کند که کسی تا این حد روی آواز و شعر نو کار نکرده است . بعدها با حضور علیزاده ، موسیقیدان نوپرداز ، اشعار بیشتری از این شاعران در آثار شجریان ظهور کرد که اوج آن ها در کاست فریاد ، با دو شعر مشکل از مشیری و اخوان ثالث دیده شد . اما شاهکار شجریان را در جادوی آواز ایرانی و شعر معاصر ایرانی حقیقتا باید در " زمستان است " جستجو کرد ، آنجا که شعری بلند از اخوان را چنان راحت در قالب آواز می ریزد که گویی غزل روان حافظ است ، و اینجاست که متوجه می شویم بیراه نگفته است که مدت ها روی اشعار اخوان کار کرده است .

انتخاب شعر از جنبه های دیگری نیز اهمیت دارد که در نوشتارهایی دیگر بررسی می کنیم .

لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/26 ساعت 12:58 توسط نسیم | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم به سپارند به یاد

از تمام عزیزانی که لطف نمودند و در مراسم های مختلف شرکت نموده ویا از طریق این وبلاگ و ایمیل و... به این حقیر تسلیت گفتند سپاسگزارم و از خداوند منان می خواهم عزیزانشان را برایشان حفظ نماید.

با تشکر

سید محمد مهدی غفوری

لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/26 ساعت 12:58 توسط نسیم | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


اين نمايش کار از گروه "آدم‌های بزرگ" است که به کارگردانی کريستف اوِت فرانسوی اجرا می شود.

در بيست و پنجمين جشنواره بين المللی تئاتر فجر يک نمايش خيابانی از کشور فرانسه با عنوان "گردشگرها" در محوطه تئاتر شهر اجرا می شود.

در اين نمايش عروسک‌های بزرگ چهار متری با ساز و دهل ايرانی اطراف ساختمان تئاتر شهر برنامه اجرا می‌کنند.

عروسک ‌گردان های فرانسوی عروسک های بزرگ چهار متری را با موسيقی محلی ايرانی می رقصانند.

اين نمايش کار از گروه "آدم‌های بزرگ" است که به کارگردانی کريستف اوِت فرانسوی اجرا می شود.

عروسک های فرانسوی در محوطه تئاتر شهر با مردم دست می دهند.

کارگردن اين نمايش گفته است ما پيش از اين به کشورهای مختلف سفر کرده ايم.

در همه کشورها با موسيقی محلی آن کشور برنامه اجرا می کنيم

عروسک های نمادين از مردم آدرس مکان های ديدنی شهر را سوال می کنند

اجرای اين نمايش از روز دوشنبه ۲۳ ديماه آغاز شده و تا سه شنبه ادامه خواهد داشت. نمايش از ساعت ۱۶ آغاز می شود

لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/25 ساعت 23:15 توسط مسیحا | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


eBayسايت eBay بزرگ‌ترين حراجی آنلاين دنيای مجازی است که روزانه هزاران معامله را سر و سامان می‌دهد. اين سايت از آن سايت‌ها است که تويش از شير مرغ تا جان آدميزاد پيدا می‌شود و خلاصه برای خودش جای جالب و هيجان‌انگيزی است. در اين ميان گاهی چيزهای عجيب و غريبی به حراج گذاشته می‌شود که به قول بر و بچه‌ها پس کله هر آدمی اسفناج سبز می‌شود به چه عظمت! سعی کردم چند تا از اين چيزها را که روی سايت‌های اينترنتی معامله می‌شوند گردآوری کنم بلکه شما هم در اين لحظات خوش با من شريک شويد:

- فروش اندام‌های بدن
اين خبر داغ داغ است! همين هفته قبل يک روزنامه انگليسی از استفاده بی‌سابقه و گسترده مردم از اينترنت برای تبليغ و فروش اندام‌های حياتی پرده برداشت. اين روزنامه فاش کرده که تعدای از مردم در حال فروش اندام‌های خود مثل کليه، بخش‌هايی از کبد و حتی قرنيه چشم به صورت اينترنتی هستند. از قرار معلوم چون خريد و فروش اندام در انگليس ممنوع است، بعضی از بيماران برای جور کردن اندام مورد نظر خودشان به چين و پاکستان سفر می‌کردند اما الان از طريق اينترنت اقدام می‌کنند. اين طور به نظر می‌رسد که چين در اين يک مورد هم به توليد انبوه اندام‌های پرداخته تا اين بازار را هم از دست ندهد. اخيراً روزنامه «سان» هم يک گزارش از کسی تهيه کرده بود که برای فروش يکی از اندام‌های حياتيش در اينترنت، تبليغات کرده بود. [+]

2- برف را هم حراج کردند
جيم و مری واکر در eBay برف می‌فروشند! آسوشيتد پرس چندی پيش خبر از حراج اينترنتی برف در دو مدل کولاک يک و کولاک دو داده بود. اين حراج با قيمت پايه 99 سنت آغاز شد که به گفته خودشان ايده اين فروش با پيدايش تپه 4 فوتی از برف در مقابل خانه‌شان در فکرشان جرقه زد. مری واکر که کارش آموزش تجارت است، در اين زمبنه گفت که وقتی جن و پری و ساير چيزهای عجيب و غريب در eBay به فروش می‌رسد، چرا در اين ميان برف نباشد؟ هنوز معلوم نيست با 99 سنت چقدر برف می‌شود خريد و اين قيمت شامل هزينه حمل و نقل و جابه‌جايی برف‌ها نمی‌شود با اين حال ‌تا کنون 10 مشتری برای برف خانه واکرها پيدا شده است. بد نيست شما هم آشغال‌های جوب آب محله‌تان را حراج کنيد. شايد برايش خريدار پيدا شد. [+]

3- مزايده آنلاين يونيفرم صدام!
يک وب‌سايت زبل و زرنگ تصميم گرفته که يونيفرم نظامی صدام حسين را با نام «آخرين يادگار» جنگ آمريکا در عراق به فروش برساند. يونيفرم سبز رنگ صدام حسين را و درجه‌های نظامی مخصوص روی آن با قيمت ابتدايی 5000 دلار به مزايده خواهد گذاشت که پيش‌بينی می‌شود به قيمت 20000 دلار در مزايده به فروش برسد.
از قرار معلوم اين يونيفرم توسط يک سرباز لشکر سوم پياده نظام آمريکا بعد از تصرف فرودگاه اين کشور در آوريل 2003 دو در شده است. البته سايت مزبور اعلام کرده که عايدی حاصل از اين مزايده صرف امور خيريه خواهد شد. صدام که در زمان زنده بودنش خيرش به کسی نرسيد، در اين چند هفته بعد از مرگش هم دارد کلی قربانی می‌گيرد. خدا کند لااقل يونيفورمش به قيمت خوبی به فروش برسد. [+]

4- تلاش برای فروش حفره اکسل
اين هکرها هم برای خودشان از هر سوراخی پول در می‌آورند. اين بار يک پژوهشگر امنيتی ناشناس که يک حفره امنيتی برنامه Excel شرکت مايکروسافت را شناسايی کرده بود، قصد داشت تا آن را در سايت Ebay به فروش برساند. مقامات گرداننده اين سايت تجارت الکترونيک هم متوجه اين مسأله شدند و جلوی فروشش را گرفتند. هکر محترم روی اين سوراخ امنيتی 60 دلار قيمت گذاشته بود. آدم ياد فروش چال‌اسکندرون برره می‌افتد. [+]

5- بچه‌فروشی اينترنتی
درست است که خريد و فروش اينترنت بچه‌بازی نيست اما انگار يکی از شاخه‌هايش بچه‌فروشی هست. سايت محبوب Craigslist، تبليغ اهدای يک پسر بچه را به صورت رايگان بر روی سايت خود قرار داده است. اين سايت مختص خريد و فروش کالاها در آمريکا است و به عبارت ديگر يک رقيب جدی برای ای‌بی محسوب می‌شود. اين آگهی تصوير يک پسر بچه از سانديه‌گو را نشان می‌دهد به هر کسی که صاحب يک خانه خوب و مناسب باشد به صورت رايگان ارسال خواهد شد. قرار گرفتن اين تبليغ اينترنتی موجب شده تا کارآگاهان پيگير موارد سوءاستفاده از کودکان آن را پيگيری کنند و فعلاً در تلاشند تا محل ارائه‌دهنده اين آگهی را بيابند و از صحت و سقم آن سر در بياورند. دو سال قبل هم زنی به خاطر حراج دختر هشت ساله خود در اينترنت تحت تعقيب پليس آلمان قرار گرفت. عکس اين کودک توسط مادرش به حراج اينترنتی eBay ارسال شده و جمله «می‌توانيد با او بازی کنيد» در کنارش نگاشته شد. سه پيشنهاد خريد تا هنگام واکنش پليس ارائه شد که بيشترين آن 5/25 يورو بود. يک زن 41 ساله و يک مرد 35 ساله جزو کسانی بودند که پيشنهاد خريد کودک را مطرح کردند. [+] و [+]

6- حراج اسکلت نهنگ
اين اسکلت در کنار کشتی‌ها و هواپيماهای حراج شده روی اينترنت بايد يکی از بزرگ‌ترين اشياء قابل معامله مجازی باشد. پنج سال پيش يک مردم‌شناس تازه‌کار کانادايی، اسکلت يک نهنگ را که ۱۵۸سال قدمت داشت، به معرض فروش گذاشت. «بيل جاميسون» که اهل تورنتو است، ۳۵۰ هزار دلار برای اين اسکلت ۱۳متری در سايت حراج اينترنت درخواست کرده بود. وی هنگام حراج معتقدبود که اين اسکلت واقعاً قديمی است و حتماً بايد در يک موزه قرار گيرد. اسکلت مذکور به مدت ۱۲۵سال در موزه آبشار نياگارا به نمايش گذاشته شده بود اما وقتی اين موزه در سال۱۹۹۹ تعطيل شد، نياز به جای جديدی پيدا کرد. جاميسون قصد دارشت يک موزه جديد داير کند و بسياری از اشيايی را که در موزه آبشار نياگارا بودند در آن قرار دهد. از آنجايی که اتاقی برای اسکلت نهنگ که از سال ۱۹۹۹ تاکنون در يک انباری نگهداری می‌شد، وجود نداشت، او تصميم به حراج آن گرفت. اين اسکلت برای نخستين بار در سال۱۸۴۴ در آمريکا کشف و پس از جنگ داخلی آمريکا به کانادا منتقل شده بود. [+]

7- فروش ساندويچ نان و پنير
داستان از آنجا شروع می‌شود که 12 سال قبل، شخصی ساندويچ نان و پنيرش را گاز می‌زده که ناگهان متوجه تصوير مريم مقدس روی ساندويچ می‌شود در حالی که تصوير داشته به او خيره نگاه می‌کرده. او از خوردن بقيه ساندويچ صرف نظر می‌کند و آن را در يک قوطی پلاستيکی در شرايط کاملاً معمولی نه در خلاء يا مواد محافظ نگهداری می‌کند. پس از گذشت 12 سال از ماجرا، اين ساندويچ همچنان مانند روز نخست سالم ماند و صاحبش در سال 2004 آن را با قيمت پايه 3000 دلار در سايت eBay قرار داده است. اين نان به بهای بيش از 70000 دلار به فروش رسيد. [+]

لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/24 ساعت 16:5 توسط مسیحا | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


شرکت سیسکو سیستمز به دلیل استفاده اپل از نام آی فون برای تلفن همراه خود، به دادگاه فدرال آمریکا شکایت کرده و این کار را نقض علائم تجاری خوانده است.

اپل تلفن همراه جدید خود تحت عنوان آی فون را که با استقبال حضار روبرو بود، روز سه شنبه در نمایشگاه مک ورلد در سانفرانسیسکو معرفی کرد.

به دنبال معرفی آی فون، سیسکو گفت که امیدوار است از طریق مذاکره این مشکل را تا بعد از ظهر سه شنبه حل کند.

آلن هلی سخنگوی اپل در پاسخ گفته است: "ما تصور می کنیم شکایت در زمینه استفاده از علامت تجاری سیسکو احمقانه است زیرا در حال حاضر چندین شرکت دیگر نیز از نام ای فون برای تلفن اینترنتی استفاده می کنند."

وی ادامه داد: "ما اولين شرکتی هستيم که تاکنون از نام آی فون برای يک تلفن همراه استفاده کرده است و اگر سيسکو می خواهد با ما در اين باره وارد کشمکش شود ما مطمئنا پيروز می شويم."

انقلابی

سيسکو که از سال ۲۰۰۰ مالک اين نام تجاری بوده است، گفت تصور می کرد اپل با يک سند نهايی و انتشار اطلاعيه ای رسمی در مورد اين نام تجاری موافقت خواهد کرد.

مارک چاندلر، معاون رئيس سيسکو در اطلاعيه ای گفت: "پس از آنکه اپل چندین بار برای استفاده از نام آی فون از سیسکو درخواست مجوز کرد، سيسکو با حسن نیت وارد مذاکره با اپل شد."

سيسکو از سال ۲۰۰۰ که فن آوری اينفوگير را خريده و اين نام را ثبت کرده بود، مالک اين نام بود.

 از مدتها پيش انتظار عرضه موبايل لمسی اپل می رفت و استيو جابز، رئيس کمپانی گفته که اين تلفن بازار را دگرگون خواهد کرد
 

به گفته سيسکو، اينفوگير نيز پيش از آن از اين نام سال ها استفاده کرده بود.

سيسکو که پشتیبانی فنی شرکت های مختلفی را برعهده دارد گفته است که قصد دارد اپل را از تخلف وکپی عمد و استفاده از اين نام تجاری بازدارد.

جان نوح، سخنگوری سيسکو در گفتگو با بی بی سی گفت: " موضوع بر سر پول نيست، و همچنين به خود تلفن هم مربوط نمی شود؛ مساله التزام سيسکو برای حفظ نام تجاری خود در برابر اپل است که بدون اجازه ما از آن استفاده کرده است."

شعبه لينکسيس شرکت سيسکو از ابتدای سال ۲۰۰۶ از اين نام تجاری استفاده کرده است و در دسامبر گذشته تلفن خود را ارائه کرد که قابليت اتصال به اينترنت را دارد و آی فون نامیده می شود.

از مدتها پيش انتظار عرضه موبايل لمسی اپل که کلیدهایش از طریق لمس بر روی صفحه نمایش کار می کند، می رفت و استيو جابز، رئيس کمپانی گفته که اين تلفن بازار را دگرگون خواهد کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/23 ساعت 20:54 توسط مسیحا | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


  الان که شما دارید این نوشته را می‌خوانید ديگر با پايان سال 2006،  مهلت اكران فيلم‌هاي متقاضي براي شركت در مراسم اسكار سال2007  به پايان رسيده است.

قبل از اكران اين فيلم‌هاي آخري هم مثل هر سال بازار پيش‌بيني‌هاي نامزدهاي اسكار در سايت‌ها و نشريات سينمايي بالا گرفته بود.


ولي خب تجربة سال‌هاي قبل نشان داده كه سليقة اعضاي آكادمي اسكار چندان قابل پيش‌بيني نيست و يك دفعه ممكن است به فيلم گم‌و‌گوري مثل «تصادف» روي‌خوش نشان دهند و فيلم‌هايي را كه ديگران روي آن‌ها حساب وي‍ژه‌اي باز كرده بودند، ناديده بگيرند.

براي همين اصلا بعيد نيست يكي از اين فيلم‌‌هاي آخري يك دفعه همة اسكارهاي امسال را درو كند. مخصوصا كه كارگردان محبوب اسكاري‌ها يعني كلينت ايستوود ،يك برگ برنده براي روزهاي آخر سال2006 نگه داشته بود. به اين اميدهاي آخرنگاهي انداخته‌ايم و به ديگر اميدهاي اصلي اسكار امسال هم پرداخته‌ايم تا اوضاع كمي تا قسمتي دستتان بيايد.

دوشیزه پاتر
داستان فیلم براساس زندگی بئاتریس پاتر نوشته شده است؛ زن جوانی که شیفتة رؤیاهایش بود و همین عامل باعث شد به یکی از نویسندگان محبوب کودکان بدل شود.

ماجرا از جایی شروع می‌شود که او چند کتاب موفق برای بچه‌ها نوشته و بين او و ناشرش رابطة عاطفی شكل گرفته، اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که خانوادة بئاتریس با ازدواج آن‌ها مخالفت می‌کنند. سرانجام این ماجرا، به یک تراژدی ختم می‌شود.

حال و هوای فیلم با تقریب نسبتا زیادی شبیه «در جست‌وجوی ناکجاآباد» است، با این تفاوت که به‌جای جانی دپ آن فیلم باید رنی زل‌وگر را قرار بدهید و به‌جای کیت وینسلت‌اش، ایوان مک‌گرگور را تصور کنید. فیلم دومین همکاری مشترک زل‌وگر و مک‌گرگور است و آن‌طور که خودشان در گفت‌وگوهای قبل از اکران گفته‌اند از این همکاری مجدد راضی‌اند.

کارگردانش هم کریس نونان است که احتمالا برایتان نام آشنایی نیست، چون از سال95 که فیلم «دختر / عزیز» را ساخته بود دیگر فیلمی روی پرده نداشته تا حالا. لحظاتی از فیلم هم گویا به ‌صورت انیمیشن ساخته شده که باعث می‌شود مخاطبان کم سن و سال فیلم از تماشای فیلمی دربارة یکی از نویسندگان محبوبشان راضی باشند.

نکتة دیگری که باید در نظر داشته باشید این ا‌ست که چنین نقش‌هایی معمولا یک نامزدی اسکار برای بازیگرانشان به ‌همراه دارند و به ‌همین خاطر اگر فیلم با اقبال منتقدان روبه‌رو شود، بعید نیست نام زل‌وگر در میان پنج نامزد جایزة نقش اول زن بیاید.

آلمانی خوب
داستان دربارة یک خبرنگار آمریکایی‌ است که بلافاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم وارد برلین می‌شود تا نامزدش را که به ‌واسطة جنگ از هم جدا افتاده بودند، پیدا کند. آن‌ها پس از این‌که به هم می‌رسند سعی می‌کنند مخفیانه از آلمان خارج شوند.

همین که بدانید می‌توانید جورج کلونی را بعد از دو فیلم درخشان «سیریانا» و «شب به‌خیر و موفق باشید» دوباره روی پرده ببینید احتمالا دلیل کافی برای تماشای فیلم است، اما خب اگر دلیل بیشتری می‌خواهید بد نیست بدانید که همبازی او در این فیلم، که به طریقة سیاه و سفید هم ساخته شده، كيت بلانشت است.

اگر داستان فیلم را دوباره مرور کنید و پوسترش را هم  ببینید، می‌فهمید که شباهت زیادی به «کازابلانکا» دارد. علاوه بر این نباید از کارگردان‌اش غفلت کنید؛ استیون سودربرگ که پنجمین همکاری مشترک‌اش در یک فیلم با کلونی را پشت سر گذاشته و برای سال آینده هم «دسته سیزده نفره اوشن» را در برنامه دارند. در ضمن بد نیست بدانید که توبی مگوایر یا همان اسپایدرمن هم در فیلم یک نقش حاشیه‌ای دارد.

هزارتوي پَن
 داستان دختري كه به همراه مادر باردارش سفري مي‌كند تا بتواند مادرش را از دست شوهر جديدش نجات دهد و به يكي از روستاهاي شمال اسپانيا ببرد. داستان در سال1944، يعني بعد از پيروزي ديكتاتور معروف اسپانيا، ژنرال فرانكو مي‌گذرد.

هزارتوي گيلرمو توي سايت metacritic با كسب امتياز ميانگين 92 از 100 به عنوان محبوب‌ترين فيلم منتقدان در سال2006 انتخاب شده. فضاي فانتزي و ترسناكِ فيلم چيزي شبيه كارهاي قبلي دل‌تورو، يعني ميميك (انسان‌نما) و پسر جهنمي و تيغ2 است.

اسكار بهترين كارگرداني و جلوه‌هاي ويژه و صداگذاري تنها شانس اين فيلم است. اين فيلم يك روز مانده به سال 2007 اكران شد تا از آخرين‌فيلم‌هايي باشد كه به رقابت فشرده اسكار وارد مي‌شود.

چوپان خوب

داستان دربارة مردی به ‌نام ادوارد ویلسون است که هوش سرشاری دارد و آن‌طور که در خلاصة فیلم آمده وارد سازمان سيا می‌شود تا برای منافع کشورش کار کند. اما فیلم بیش از این‌که بخواهد به مأموریت‌ها و زندگی کاری او بپردازد، بر روی زندگی خانوادگی او و رابطه‌اش با همسرش توجه دارد.

مهم‌‌ترین نکتة فیلم در این ا‌ست که رابرت دنیرو آن را کارگردانی کرده و یکی از نقش‌های فرعی را هم بر عهده دارد.

بد نیست بدانید که این دومین تجربة کارگردانی او بعد از «یک داستان برانکسی» است که در سال93 آن را ساخته بود. نقش اول فیلم را مت دیمون بر عهده دارد و بازیگر نقش همسر او، آنجلینا جولی‌ است که این عامل هم می‌تواند تماشاگران آن‌ور آبی را برای دیدن فیلم تحریک کند.

چون بعد از ازدواج جولی با براد پیت و تولد فرزندشان، این اولین حضور او بر روی پرده است. اما آن‌هایی که به این حواشی علاقه ندارند هم بهتر است از تماشای این فیلم غفلت نکنند، چون فیلم‌نامه‌اش را اریک راث نوشته که پیش از این به ‌عنوان نویسندة دو فیلم‌‌نامة درخشان «مونیخ» و «فارست گامپ» بود و بعید نیست یکی از بخت‌های اصلی اسکار فیلم‌نامة سال بعد باشد. درضمن جان تورتورو هم که استاد خلق شخصیت‌های فرعی عجیب و غریب است  در فیلم حضور کوتاهی دارد.

نامه‌هاي يوجيما

فيلم ماجراي بيشتر از 20 هزار سرباز ژاپني است كه در نبرد خونين و معروف يوجيما در جنگ جهاني دوم از جزيرة يوجيما در برابر تجاوز وحشيانة آمريكايي‌ها دفاع كردند و به آن‌ها دستور داده شد كه بميرند ولي تسليم نشوند و بيشتر آن‌ها هم مردند.

ايستوود با ساخت دو فيلم «پرچم‌هاي پدران ما» و اين فيلم، كاري كرده كه نامش بدون توجه به خوبي يا بدي اين فيلم‌ها، در تاريخ سينما ماندگار شود. چون «پرچم‌هاي پدران ما» دربارة همين نبرد يوجيما بود ولي از نگاه سربازان آمريكايي.

«نامه‌هاي يوجيما» هم دربارة همين نبرد است از نگاه ژاپني‌ها. ايستوود هر دو فيلم را همزمان ساخته است. يعني يك صحنة نبرد را ابتدا از نگاه سربازان آمريكايي ساخته و سپس دوربين و بند و بساط را‌ آن طرف برده و همان صحنه را از نگاه ژاپني‌ها ساخته است.

البته هيچ‌كدام از بازيگران دو تا فيلم مشترك نيستند. بازيگر اصلي اين يكي «كن واتانابه» است كه او را در «آخرين سامورايي» ديده‌ايد و در اين‌جا نقش يك ژنرال ژاپني متمدن وظيفه‌شناس را دارد.

ديالوگ‌هاي فيلم هم به زبان ژاپني است. ابتدا قرار بود اين فيلم، اوايل سال2007 اكران شود ولي در دقيقه نود توزيع‌كنندة فيلم تصميم گرفت «نامه‌هاي يوجيما» را ده روز مانده به سال2007 اكران كند تا بتواند در اين دورة اسكار  شركت كند. چرا؟ دليلش را از موجي كه اين فيلم در همين مدت كوتاه راه انداخته مي‌توان فهميد.

صحنه‌هاي ديوانه‌كنندة جنگي فيلم اين‌قدر احساس‌برانگيز و تأثيرگذار بوده كه از همين حالا خيلي‌ها اين فيلم را اميد اول اسكار امسال مخصوصا در رشته‌هاي بهترين فيلم و بهترين كارگرداني مي‌دانند. فعلا هم انتخاب اول انجمن منتقدان لس‌آنجلس و مجلة تايم بوده است.

مثل اين كه ايستوود امسال با دو فيلم مي‌خواهد مثل سال2005 و ناديده گرفته شدن «هوانورد» اسكورسيزي در برابر «محبوب ميليون دلاري» ايستوود، از همين الان اسكورسيزي را از گرفتن اسكار نااميد كند.

دختران رؤيا


بر اساس يكي از نمايش‌هاي موزيكال موفق برادوي كه جايزة توني (معادل جايزة اسكار در دنياي تئاتر) را گرفت . اين نمايش، ماجراي يك گروه سه نفرة خواننده است كه حسابي كارشان مي‌گيرد و پيشنهادي به آن‌ها مي‌شود كه مي‌تواند سكوي پرش آن‌ها براي شهرت و موفقيت باشد، ولي جلوتر كه مي‌روند متوجه مي‌شوند بهاي شهرت و خوشبختي بيشتر از آن چيزي است كه تصورش را مي‌كردند. 

جيمي فاكس ( برنده  اسكار  2004 بخاطر بازي در فيلم «ري») و كمدين معروف ادي مورفي از ستاره‌هاي فيلم هستند ولي  همة نگاه‌‌ها به سمت جنيفر هادسون  است كه  در اولين نقش سينمايي‌اش حسابي تركانده.

خيلي‌ها او را يكي از نامزدهاي احتمالي اسكار بهترين بازيگر نقش مكمل زن مي‌دانند. كارگردان اين فيلم بيل كاندن، فيلم‌نامه نويس فيلم موزيكال «شيكاگو» است كه در سال2003 ، با نامزدي در 12 رشته و بردن 5 جايزه اسكار ، به ستارة آن دورة اسكار تبديل شد.

با علاقه‌اي كه اعضاي آكادمي به فيلم‌هاي موزيكال در اين سال‌ها نشان داده‌اند ، «دختران رؤيا» مي‌‌تواند برندة اصلي اسكار امسال باشد.

الماس خون
داستان فیلم درمیانة یک جنگ داخلی در سیرالئون می‌گذرد و ماجرای یک شرخر آمریکایی و یک ماهی‌گیر آفریقایی‌ است که با هم به دنبال یک الماس گران‌قیمت می‌گردند تا خانوادة مرد آفریقایی را نجات دهند.

تنها مشکل ماجرا هم این‌جاست که آن‌ها تنها افرادی نیستند که دنبال این الماس می‌گردند. از میانه‌های فیلم، یک دختر خبرنگار به جمع‌شان اضافه می‌شود. مهم‌ترین دلیل تماشای فیلم مثلث بازیگری آن ا‌ست؛ لئوناردو دی‌کاپریو، جیمون هانسو و جنیفر کانلی. دی‌کاپریو که بعد از «هوانورد» و «جداافتادگان» اولین حضورش در فیلمی ا‌ست که مارتین اسکورسیزی آن را کارگردانی نکرده و همین دلیل ساده احتمالا خیلی‌ها را برای دیدن فیلم کنجکاو می‌کند.

 در کنار او جیمون هانسو یک بار نامزد اسکار شده و جنیفر کانلی هم این مجسمة طلایی را به خانه برده، به ‌خاطر همین بعید نیست فیلم با توجه به حال و هوایش در نقش‌های مکمل، شانسی برای اسکار داشته باشد.

در ضمن فیلم را هم ادوارد زوئیک ساخته که پیش از این «آخرین سامورائی» را ازش دیده بودیم. راستش را بخواهید نقطه ضعف بزرگ فیلم احتمالا همین کارگردانش خواهد بود.

نگاهي به بقيه نامزدهاي احتمالي اسكار امسال

اين‌ها فيلم‌هايي هستند كه زودتر اكران شدند و نام‌شان خيلي وقت است كه در فهرست نامزدهاي احتمالي اسكار امسال جا خوش‌كرده‌است. نگاهي انداخته‌ايم به اين فيلم‌ها كه شايد ستاره اصلي مراسم اسكار امسال باشند.

بابل (الخاندرو گونزالس ايناريتو):

يك روايت موازي ديگر از ايناريتوي كارگردان و آريگاي فيلم‌نامه‌نويس (البته نه به پيچيدگي 21گرم) كه به مسألة ارتباط آدم‌ها با هم مي‌پردازد.

مي‌گويند بهترين فيلم2006 همين «بابل» است، با اين حساب بعيد است كه اسكار بهترين فيلم را بگيرد، ولي خيلي‌ها به براد پيت و آريگايش اميدوارند.


از دست رفتگان (مارتين اسكورسيزي):

 اگر فكر مي‌كنيد پنج بار نامزد اسكار شدن اسكورسيزي و برنده نشدن توي هيچ‌كدام از آن‌ها قرار است با اسكار امسال جبران شود، بعيد نيست كه اشتباه كنيد.

 اسكار در اين مورد تا حالا همه‌ما را خيت كرده و اين دفعه هم اين كار را مي‌كند.

دي‌كاپريو كه با بازي‌اش حسابي تركانده هم بعيد است چيزي بگيرد، چون به هر حال جوان است و اول راه و خوش تيپ.

بنابراين مي‌گذارند حسابي پير و از كار افتاده شود و آن وقت به‌اش اسكار مي‌دهند. شايد فيلم، اسكار فيلم‌نامة اقتباسي و تدوين را بگيرد.

ملكه (استفن فيرز):

رقابت اصلي بازيگري زن بين پنه‌لوپه كروزِ «بازگشت» و هلن ميرنِ اين فيلم است. ميرن كه نقش ملكه اليزابت دوم را عالي بازي كرد حتي شانس‌اش بيشتر از كروزِ اسپانيايي است.

همين چند وقت پيش بود كه جايزة بهترين بازيگري جشنواره ونيز را هم برد و توي گلدن گلوب هم شانس اول بازيگري است.

ميرن قبلا هم به خاطر سَل(1984) و ديوانگيِ شاه جورج(1994) دو بار برندة جايزه بازيگري جشنواره كن شده بود. ملكه تقريبا هيچ شانس ديگري توي اسكار ندارد.

پرچم‌هاي پدران ما (كلينت ايستوود):

 با وجود آن يكي فيلم ايستوود، نامه‌هاي يوجي‌ما و سر و صدايي كه راه انداخته، پرچم‌هاي پدران ما احتمالا توي اوت باقي خواهد ماند.

هر چند كه رسم اسكار بر اين است كه كارهاي ايستوود را هميشه بيشتر از انتظار مردم تحويل بگيرد.

حالا سه چهار تا اسكار اول كه قابل آقاي ايستوود را ندارد!

بازگشت (پدرو آلمودووار):

فيلم، اصولا فيلم كارگردان نابغه‌اش است، هر چند همه سعي دارند كليت فيلم را به اسم پنه لوپه كروز و بقية بازيگرهاي زن‌اش تمام ‌كنند.

قصة فيلم شبيه خاطره‌اي است كه دارد از زبان يكي از زنان روستايي اسپانيا تعريف مي‌شود. داستاني دربارة آدم‌هاي زنده و مرده‌اي كه شايد الان هيچ كدامشان وجود نداشته باشند. بازيگرهاي فيلم (كه 90 درصدشان زن هستند) توي جشنواره كن جايزة اصلي بازيگري را از آن خودشان كردند.

مي‌گويند اسكار بازيگري امسال را هم پنه‌لوپه كروز برنده مي‌شود. واقعا اگر آلمودووار براي كارگرداني اين فيلم اسكار نگيرد، چه كسي مي‌خواهد بگيرد؟

لينك مطلب | نوشته شده در 85/10/23 ساعت 20:49 توسط مسیحا | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


Home | Email